آشنایی کامل با امام حسین

چهارشنبه 29 شهريور 1396
18:33
golroz

امام حسین

امام حسین

یکی از نکات قابل تاملی ke در عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) در کشور be چشم می‌خورد؛ ایــن اســت ke هیات‌های مذهبی هنوز عاشورا آغاز نشده be عزاداری می‌پردازند؛ امــا بعد از عاشورا ke امام حسین(ع) be شهادت می‌رسد و اصحاب و یاران حضرت be اسارت می‌روند؛ هیات‌ها جمع می‌شوند ke ایــن امر خود جای بسی تامل دارد.

به گزارش ایسنا؛ غم و مصیبت اهل بیت (ع) از همان آغازین روزهای ماه محرم آغاز می‌شود و از دوم ایــن ماه ke کاروان امام حسین (ع) be صحرای کربلا می‌رسد؛ ایــن حزن و زاری دو چندان می‌شود.

اما درباره عزاداری‌هایی ke در جامعه برگزار می‌شود و هــمــه آن از رویِ ارادت be سیدِ و سالار شهیدان است؛ بــایــد be نکاتی توجه کنیم؛ از جمله اینکه چرا بعد از روز عاشورا؛ مراسم‌های عزاداری هم برچیده می‌شوند و دیگر خبری از خمیه‌های عزا نیست؟ درحالیکه در ایــن روز تازه امام حسین (ع) و یارانش be شهادت رسیده و اهل یت ایشان be اسارت درمی‌آیند.

به نظر بــایــد ایــن امر در جامعه ترویج پیدا کــنــد ke محرم و عزاداری اباعبدالله فــقــط be ۱۰ روز ابتدایی ایــن ماه محدود نشود.

«حجت‌الاسلام والمسلمین بهرام دلیر»؛ مدرس فلسفه عالی و عرفان حوزه علمیه قم در این‌باره ba اشاره be اینکه محرم در واقع نماد عزاداری یک ملت محسوب می‌شود؛ اظهار کرد: در رابطه ba ایــن نماد عزاداری بحث‌هایی وجود دارد ke گاهی تحریف‌هایی در آن‌ها رخ داده و در طول زمان معاصر محور بحث‌های اباعبدالله و محرم متأسفانه be دست کسانی افتاده اســت ke فــقــط از دار دنیا یک سرمایه حنجره دارند و معرفت و عرفانی در نهاد برخی از آن‌ها وجود ندارد و گاهی بی‌ادبی‌ها و بی‌اخلاقی‌هایی از آن‌ها سر می‌زند ke قطعا امام حسین (ع) نــیــز از ایــن رفتار راضی نیست.

وی خاطرنشان کرد: اینکه در دهه اول محرم صرفا برخی هیأت‌ها عزاداری می‌کنند و بعد از آن دیگر خبری از عزاداری نیست؛ جای کار بسیار زیادی دارد. امام حسین (ع) در روز عاشورا شهید می‌شود و عزاداری اصلی از همان روز تا دهه آخر صفر ke اربعین اســت بــایــد برگزار شود؛ ولــی می‌بینیم ke امام حسین (ع) هنوز شهید نشده اســت مردم عزاداری و سیاه پوشان ra آغاز می‌کنند و کلا در روز عاشورا مراسم تمام می‌شود.

این مدرس فلسفه عالی و عرفان حوزه علمیه قم تصریح کرد:‌ ما پــس از برگزاری هــر دوره عزاداری بــایــد be حقیقت و معنای واقعی کربلا پی ببریم؛ امــا متأسفانه ایــن امر در جامعه ما وجود ندارد. یکی از زوایای برجسته عاشورا بردباری و صبوری اســت ke در بین اهل بیت (ع) شاهد آن هستیم؛ امــا آیا در عزاداری‌های ما نــیــز ایــن سبک‌ها در بین مردم ترویج پیدا می‌کند و آیا سبک زندگی اجتماعی ما از محرم سال گذشته نسبت be امسال تغییراتی داشته است؟

دلیر تأکید کرد: شجاعت و جانثاری؛ ترویج نماز اول وقت و امثال این‌ها جزء افکار و اندیشه‌های برجسته عاشورا و اباعبدالله (ع) است. متأسفانه در برخی مواقع می‌بینیم ke محرم در بین ما be سمت دیگری می‌رود؛ در حالیکه اهداف اباعبدالله (ع) be سمت دیگری. محرم مجموعه‌ای از باورهاست ke نمونه ایــن باور ra در شب عاشورا می‌بینیم. ما بــایــد این‌ها ra تجزیه و تحلیل کنیم تا محرم سال آینده ke می‌آید؛ اندیشه‌محوری در جامعه ما در رأس امور باشد نه مداح محوری.

وی یادآور شد: زمانی ke محرم ra be مداحی و فــقــط صدا سپردیم؛ دیگر نمی‌توانیم افکار اباعبدالله (ع) ra در جامعه پیاده کنیم. برخی در بین ایــن عزیزان هستند ke سواد دارند؛ امــا اغلب‌شان معرفت چندانی نسبت be قیام عاشورا ندارند. مجددا تأکید می‌کنم ke دهه محرم از عاشورا شروع می‌شود. یکی از مواردی ke بــایــد be آن در عزاداری‌ها پرداخت همین امر اســت ke هیات‌ها فقط ۱۰ روز اول عزاداری می‌کنند.

سابقه تاریخی عزاداری در دهه اول ماه محرم

نقش عزاداری در حفظ فرهنگ عاشورا مهم اســت و آثار و برکات خوبی بــرای بشر داشته و خواهد داشت. افزون بر این؛ کاروان امام حسین (ع) روز دوم محرّم سال ۶۱ هجری وارد کربلا شد؛ پــس از آن سپاه کوفیان be تدریج وارد شدند و عزا و مصیبت خاندان اهل بیت(ع) از همان زمان آغاز شد. بنابراین چــون اصل گرفتاری حضرت از دهه اول محرم آغاز شده است؛ پیروان حضرت از اول محرم عزاداری می‌کنند.

عزاداری از ابتدای محرم سابقه تاریخی دارد. آغاز عزاداری در دهه اول محرم آن هم be صورت فراگیر همانند عزاداری امروزه ra می‌توان از عصر معزالدوله دیلمی از سلسله آل بویه دانست. (۱)

معزالدّوله اولین کسی اســت ke فرمان داد مردم شیعه بغداد در دهه اول محرم بــرای حضرت امام حسین (ع) سیاه بپوشند و بازار ra سیاهپوش کـنـنـد و در روز عاشورا دکان‌ها ra ببندند و از طباخی جلوگیری کـنـنـد و تعطیل عمومی اعلام کنند. ایــن مراسم در تمام کشورهای اسلامی از جمله ایران تا اوایل سلطنت سلجوقیان معمول بود ke تا be امروز ادامه دارد. (۲)

——————————————
منبع:

۱.مرتضی مطهری؛ مجموعه آثار؛ ج ۱۷؛ ص ۹۴

۲.جواد محدّثی؛ فرهنگ عاشورا؛ ص ۳۱۳

زندگینامه امام حسین

زندگینامه امام حسین

دومین فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ؛ ke درود خدا بر ایشان باد؛ در خانه وحی و ولایت چشم be جهان گشود.
چون خبر ولادتش be پیامبر گرامی اسلام (ص ) رسید؛ be خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه ra فرمود تا کودکش ra بیاورد. اسما او ra در پارچه ای سپید (2) (س ) آمد و اسما پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد؛ آن گرامی be گوش راست او اذان و be گوش چپ (3) او اقامه گــفــت ... be روزهای اول ya هفتمین روز ولادت ba سعادتش ؛ امین وحی الهی ؛ جبرئیل ؛ فرود آمد و گــفــت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا؛ ایــن نوزاد ra be نام پسر کوچک هارون (شبیر) چــون علی بــرای تو بسان هارون (5) ke be عربی (حسین ) خوانده می شــود نام بگذار. (4)برای موسی بن عمران اســت ؛ جز آن ke تو خاتم پیغمبران هستی .
و be ایــن ترتیب نام پرعظمت “حسین ” از جانب پروردگار؛ بــرای دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. be روز هفتم ولادتش ؛ فاطمه زهرا ke سلام خداوند بر او باد؛ گوسفندی ra بــرای کشت ؛ و سر آن حضرت ra تراشید و هم وزن موی سر او (6) فرزندش be عــنــوان عقیقه (7) نقره صدقه داد.

حسین (ع ) و پیامبر (ص )
از ولادت حسین بن علی (ع ) ke در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) ke شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد؛ مردم از اظهار محبت و لطفی ke پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز می داشت ؛ be بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی می گوید: دیدم ke رسول خدا (ص ) حسین (ع ) ra بر زانوی خویش نهاده او ra می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی ؛ تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی ؛ تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی ke نه نفرند و خاتم ایشان ؛ (8) قائم ایشان (امام زمان “عج “) می باشد.
انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود ra بیشتر دوست می داری ؛ فرمود:
بارها رسول گرامی حسن (ع ) و حسین (ع ) ra be سینه می فشرد و (9) حسن و حسین را؛ (10) آنان ra می بویید و می بوسید. ابوهریره ke از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت اســت ؛ در عین حال اعتراف می کــنــد ke : “رسول اکرم ra دیدم ke حسن و حسین ra بر شانه های خویش نشانده بود و be ســوی ما می آمد؛ وقتی be ما رسید فرمود هــر کس ایــن دو فرزندم ra دوست بدارد مرا دوست (11) داشته ؛ و هــر ke ba آنان دشمنی ورزد ba من دشمنی نموده اســت .
عالی ترین ؛ صمیمی ترین و گویاترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین ra می توان در ایــن جمله رسول گرامی اسلام (ص ) خواند ke فرمود: “حسین از من و من از (12) حسینم

حسین (ع ) ba پدر
شش سال از عمرش ba پیامبر بزرگوار سپری شد؛ و آن گاه ke رسول خدا (ص ) چشم ازجهان فروبست و be لقای پروردگار شتافت ؛ مدت سی سال ba پدر زیست ... پدری ke جز be انصاف حکم نکرد؛ و جز be طهارت و بندگی نگذرانید؛ جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت ... پدری ke در زمان حکومتش لحظه ای او ra آرام نگذاشتند؛همچنان ke be هنگام غصب خلافتش جز be آزارش برنخاستند. در تمام ایــن مدت ؛ ba دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد؛ و در چند سالی ke حضرت علی (ع ) متصدی خلافت ظاهری شد؛ حضرت حسین (ع ) در راه پیشبرد اهداف اسلامی ؛ مانند یک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش می کوشید؛ و در جنگهای “جمل “؛ “صفین ” و “نهروان ” شرکت و be ایــن ترتیب ؛ از پدرش امیرالمؤمنین (ع ) و دین خدا حمایت کــرد و (13) داشت ... حــتـی گاهی در حضور جمعیت be غاصبین خلافت اعتراض می کرد.
در زمان حکومت عمر؛ امام حسین (ع ) وارد مسجد شد؛ خلیفه دوم ra بر منبر رسول الله (ص ) مشاهده کــرد ke سخن می گــفــت ... بلادرنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: “از منبر (14) پدرم فرود آی ….

امام حسین (ع ) ba برادر
پس از شهادت حضرت علی (ع )؛ be فرموده رسول خدا (ص ) و وصیت امیرالمؤمنین (ع )مامت و رهبری شیعیان be حسن بن علی (ع )؛ فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع )؛ منتقل گشت و بر هــمــه مردم واجب و لازم آمد ke be فرامین پیشوایشان امام حسن (ع ) گوش فرادارند. امام حسین (ع ) ke دست پرورد وحی محمدی و ولایت علوی بود؛ همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان ke وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و be دستور خداوند بزرگ ؛ امام حسن (ع ) مجبور شــد ke ba معاویه صلح کــنــد و آن هــمــه ناراحتیها ra تحمل نماید؛ امام حسین (ع ) شریک رنجهای برادر بود و چــون می دانست ke ایــن صلح be صلاح اسلام و مسلمین معاویه ؛ در حضور امام حسن (ع ) وامام حسین (ع ) دهان آلوده اش ra be بدگویی نسبت be امام حسن (ع ) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع ) گشود؛ امام حسین (ع ) be دفاع برخاست تا سخن در گلوی معاویه بشکند و سزای ناهنجاریش ra be کنارش بگذارد؛ ولــی امام حسن (ع ) او ra be سکوت و خاموشی فراخواند؛ امام حسین (ع ) پذیرا شــد و be جایش بازگشت ؛ آن گاه امام حسن (ع ) خود be پاسخ معاویه (15) برآمد؛ و ba بیانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت .

امام حسین (ع ) در زمان معاویه
چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنیا رحلت فرمود؛ be گفته رسول خدا (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و وصیت حسن بن علی (ع ) امامت و رهبری شیعیان be امام حسین (ع ) منتقل شــد و از طرف خدا مأمور رهبری جامعه گردید. امام حسین (ع ) می دید ke معاویه ba اتکا be قدرت اسلام ؛ بر اریکه حکومت اسلام be ناحق تکیه زده ؛ سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامی و قوانین خداوند اســت ؛ و از ایــن حکومت پوشالی مخرب be سختی رنج می برد؛ ولــی نمی توانست دستی فراز آورد و قدرتی فراهم کــنــد تا او ra از جایگاه حکومت اسلامی پایین بکشد؛ چـنـانـچه برادرش امام حسن (ع ) نــیــز وضعی مشابه او داشت .
امام حسین (ع ) می دانست اگــر تصمیمش ra آشکار سازد و be سازندگی قدرت بپردازد؛ پیش از هــر جنبش و حرکت مفیدی be قتلش می رساند؛ ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر ra پیشه ساخت ke اگــر برمی خاست ؛ پیش از اقدام be دسیسه کشته می شد؛ و از ایــن کشته شدن هیچ نتیجه ای گرفته نمی شد.
بنابراین تا معاویه زنده بود؛ چــون برادر زیست و علم مخالفتهای بزرگ نیفراخت ؛ جز آن ke گاهی محیط و حرکات و اعمال معاویه ra be باد انتقاد می گرفت و مردم ra be آینده نزدیک امیدوار می ساخت ke اقدام مؤثری خواهد نمود. و در تمام طول مدتی ke معاویه از مردم بــرای ولایت عهدی یزید؛ بیعت می گرفت ؛ حسین be شدت ba او مخالفت کرد؛ و هرگز تن be بیعت یزید نداد و ولــی عهدی او ra نپذیرفت و حــتـی گاهی (16) سخنانی تند be معاویه گــفــت و ya نامه ای کوبنده بــرای او نوشت .
معاویه هم در بیعت گرفتن بــرای یزید؛ be او اصراری نکرد و امام (ع ) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت …

قیام حسینی
یزید پــس از معاویه بر تخت حکومت اسلامی تکیه زد و خود ra امیرالمؤمنین خواند؛و بــرای ایــن ke سلطنت ناحق و ستمگرانه اش ra تثبیت کند؛ مصمم شــد بــرای نامداران و شخصیتهای اسلامی پیامی بفرستد و آنان ra be بیعت ba خویش بخواند. be همین منظور؛ نامه ای be حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شــد ke بــرای من از حسین (ع ) بیعت بگیر و اگــر مخالفت نمود بقتلش برسان ... حاکم ایــن خبر ra be امام حسین (ع ) رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع ) چنین فرمود:
“انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذا بلیت الامه براع مثل (17) یزید آن گاه ke افرادی چــون یزید؛ (شراب خوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک ke حــتـی ظاهر اسلام ra هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامی بنشیند؛ بــایــد فاتحه اسلام ra خواند. (زیرا ایــن گونه زمامدارها ba نیروی اسلام و be نام اسلام ؛ اسلام ra از بین می برند.)
امام حسین (ع ) می دانست اینک ke حکومت یزید ra be رسمیت نشناخته اســت ؛ اگــر در مدینه بماند be قتلش می رسانند؛ لذا be امر پروردگار؛ شبانه و مخفی از مدینه be ســوی مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت be مکه ؛ همراه ba سرباز زدن او از بیعت یزید؛ در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت ؛ و ایــن خبر تا be کوفه هم رسید. کوفیان از امام حسین (ع ) ke در مکه بسر می برد دعوت کــردنــد تا be ســوی آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع ) مسلم بن عقیل ؛ پسر عموی خویش ra be کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفی ra از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم be کوفه رسید و ba استقبال گرم و بی سابقه ای روبرو شد؛ هزاران نفر be عــنــوان نایب امام (ع ) ba او بیعت کردند؛ و مسلم هم نامه ای be امام حسین (ع ) نگاشت و حرکت فوری امام (ع ) ra لازم گزارش داد.
هر چند امام حسین (ع ) کوفیان ra be خوبی می شناخت ؛ و بی وفایی و بی دینی شان ra در زمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست be گفته ها و بیعتشان ba مسلم نمی توان اعتماد کرد؛ و لیکن بــرای اتمام حجت و اجرای اوامر پروردگار تصمیم گرفت ke be ســوی کوفه حرکت کند.
با ایــن حال تا هشتم ذی حجه ؛ یعنی روزی ke هــمــه مردم مکه عازم رفتن be “منی ” بودند و هــر کس در راه مکه جا مانده بود ba عجله تمام می خواست خود ra be مکه (18) برساند؛ آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزی ba اهل بیت و یاران خود؛ از مکه be طرف عراق خارج شــد و ba ایــن کار هم be وظیفه خویش عمل کــرد و هم be مسلمانان جهان فهماند ke پسر پیغمبر امت ؛ یزید ra be رسمیت نشناخته و ba او بیعت نکرده ؛ بـلـکـه علیه او قیام کرده اســت .
یزید ke حرکت مسلم ra be ســوی کوفه دریافته و از بیعت کوفیان ba او آگاه شده بود؛ ابن زیاد ra (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنی امیه بود) be کوفه فرستاد. ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویی و ترس مردم کوفه استفاده نمود و ba تهدید ارعاب ؛ آنان ra از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ؛ و مسلم be تنهایی ba عمال ابن زیاد be نبرد پرداخت ؛ و پــس از جنگی دلاورانه و شگفت ؛ ba شجاعت شهید شد.
(سلام خدا بر او باد). و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه ra علیه امام حسین (ع ) برانگیخت ؛ و کار be جایی رسید ke عده ای از همان کسانی ke بــرای امام (ع ) دعوت نامه نوشته بودند؛ سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین (ع ) از راه برسد و be قتلش برسانند.
امام حسین (ع ) از همان شبی ke از مدینه بیرون آمد؛ و در تمام مدتی ke در مکه اقامت گزید؛ و در طول راه مکه be کربلا؛ تا هنگام شهادت ؛ گاهی be اشاره ؛ گاهی be اعلان می داشت ke : “مقصود من از حرکت ؛ رسوا ساختن حکومت ضد اسلامی یزید و صراحت ؛ برپاداشتن امر be معروف و نهی از منکر و ایستادگی در برابر ظلم و ستمگری اســت و جز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدی هدفی ندارم .
و ایــن مأموریتی بود ke خداوند be او واگذار نموده بود؛ حــتـی اگــر be کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیری خانواده اش اتمام پذیرد. رسول گرامی (ص ) و امیرمؤمنان (ع) و حسن بن علی (ع ) پیشوایان پیشین اسلام ؛ شهادت امام حسین (ع ) ra بارها بیان فرموده بودند. حــتـی در هنگام ولادت امام حسین (ع )؛ و خود امام حسین (ع ) be (19) رسول گرانمایه اسلام (ص ) شهادتش ra تذکر داده بود.
علم امامت می دانست ke آخر ایــن سفر be شهادتش می انجامد؛ ولــی او کسی نبود ke در برابر دستور آسمانی و فرمان خدا بــرای جان خود ارزشی قائل باشد؛ ya از اسارت خانواده اش واهمه ای be دل راه دهد. او آن کس بود ke بلا ra کرامت و شهادت ra سعادت می پنداشت ... (سلام ابدی خدا بر او باد) .
خبر “شهادت حسین (ع ) در کربلا” be قدری در اجتماع اسلامی مورد گفتگو واقع شده بود ke عامه مردم از پایان ایــن سفر مطلع بودند. چــون جسته و گریخته ؛ از رسول الله (ص ) و امیرالمؤمنین (ع ) و امام حسن بن علی (ع ) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدینسان حرکت امام حسین (ع ) ba آن درگیریها و ناراحتیها احتمال کشته شدنش ra در اذهان عامه تشدید کرد. بویژه ke خود در طول راه می فرمود: “من کان باذلا فینا مهجته (20) و موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا.
هر کس حاضر اســت در راه ما از جان خویش بگذرد و be ملاقات پروردگار بشتابد؛ همراه ما بیاید. و لذا در بعضی از دوستان ایــن توهم پیش آمد ke حضرتش ra از ایــن سفر منصرف سازند.
غافل از ایــن ke فرزند علی بن ابی طالب (ع ) امام و جانشین پیامبر؛ و از دیگران be وظیفه خویش آگاهتر اســت و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد کشید.
باری امام حسین (ع ) ba هــمــه ایــن افکار و نظریه ها ke اطرافش ra گرفته بود be راه خویش ادامه داد؛ و کوچکترین خللی در تصمیمش راه نیافت .
سرانجام ؛ رفت ؛ و شهادت ra دریافت ... نه خود تنها؛ بـلـکـه ba اصحاب و فرزندان ke هــر یک ستاره ای درخشان در افق اسلام بودند؛ رفتند و کشته شدند؛ و خونهایشان شنهای گرم دشت کربلا ra لاله باران کــرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقی مانده بسترهای گناه آلود خاندان امیه ) جانشین رسول خدا نـیـسـت ؛ و اساسا اسلام از بنی امیه و بنی امیه از اسلام جداست .
راستی هرگز اندیشیده اید اگــر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین (ع ) be وقوع نمی پیوست و مردم یزید ra خلیفه پیغمبر (ص ) می دانستند؛ و آن گاه اخبار دربار یزید و شهوترانیهای او و عمالش ra می شنیدند؛ چقدر از اسلام متنفر می شدند؛ زیــرا اسلامی ke خلیفه پیغمبرش یزید باشد؛ be راستی نــیــز تنفرآور اســت … و خاندان پاک حضرت امام حسین (ع ) نــیــز اسیر شدند تا آخرین رسالت ایــن شهادت ra be گوش مردم برسانند. و شنیدیم و خواندیم ke در شهرها؛ در بازارها؛ در مسجدها؛ در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نکبت بار یزید؛ هماره و هــمــه جا دهان گشودند و فریاد زدند؛ و پرده زیبای فریب ra از چهره زشت و جنایتکار جیره خواران بنی امیه برداشتند و ثابت کــردنــد ke یزید سگ باز وشرابخوار اســت ؛ هرگز لیاقت خلافت ندارد و ایــن اریکه ای ke او بر آن تکیه زده جایگاه او نـیـسـت ... سخنانشان رسالت شهادت حسینی ra تکمیل کرد؛ طوفانی در جانها برانگیختند؛ چنان ke نام یزید تا همیشه مترادف ba هــر پستی و رذالت و دناءت گردید و هــمــه آرزوهای طلایی و شیطانیش چــون نقش بر آب گشت ... نگرشی ژرف می خواهد تا بتوان بر هــمــه ابعاد ایــن شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت .
از همان اوان شهادتش تا کنون ؛ دوستان و شیعیانش ؛ و هــمــه آنان ke be شرافت و عظمت انسان ارج می گذارند؛ هــمــه ساله سالروز be خون غلتیدنش را؛ سالروز قیام و شهادتش ra ba سیاه پوشی و عزاداری محترم می شمارند؛ و خلوص خویش ra ba گریه بر مصایب آن بزرگوار ابراز می دارند. پیشوایان مآل اندیش و معصوم ما؛ هماره be واقعه کربلا و be زنده داشتن آن عنایتی خاص داشتند.
غیر از ایــن ke خود be زیارت مرقدش می شتافتند و عزایش ra بر پا می داشتند؛ در فضیلت عزاداری و محزون بودن بــرای آن بزرگوار؛ گفتارهای متعددی ایراد فرموده اند. ابوعماره گوید: “روزی be حضور امام ششم صادق آل محمد (ع ) رسیدم ؛ فرمود اشعاری در سوگواری حسین بــرای ما بخوان ... وقتی شروع be خواندن نمودم صدای گریه حضرت برخاست ؛ من می خواندم و آن عزیز می گریست ؛ چندان ke صدای گریه از خانه برخاست .
بعد از آن ke اشعار ra تمام کردم ؛ امام (ع ) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام (21) حسین (ع ) مطالبی بیان فرمود و نــیــز از آن جناب اســت ke فرمود: “گریستن و بی تابی کردن در هیچ مصیبتی شایسته (22) نـیـسـت مگر در مصیبت حسین بن علی ؛ ke ثواب و جزایی گرانمایه دارد.
باقرالعلوم ؛ امام پنجم (ع ) be محمد بن مسلم ke یکی از اصحاب بزرگ او اســت فرمود: “به شیعیان ما بگویید ke be زیارت مرقد حسین بروند؛ زیــرا بر هــر شخص باایمانی ke (23) be امامت ما معترف اســت ؛ زیارت قبر اباعبدالله لازم می باشد.
امام صادق (ع ) می فرماید: “ان زیاره الحسین علیه السلام افضل ما یکون من الاعمال ... (24) همانا زیارت حسین (ع ) از هــر عمل پسندیده ای ارزش و فضیلتش بیشتر اســت .
زیرا ke ایــن زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم اســت ke be جهانیان درس ایمان و عمل صالح می دهد و گویی روح ra be ســوی ملکوت خوبیها و پاکدامنیها و فداکاریها پرواز می دهد. هــر چند عزاداری و گریه بر مصایب حسین بن علی (ع )؛ و مشرف شدن be زیارت قبرش و بازنمایاندن تاریخ پرشکوه و حماسه ساز کربلایش ارزش و معیاری والا دارد؛ لکن بــایــد دانست ke نباید تنها be ایــن زیارتها و گریه ها و غم گساریدن اکتفا کرد؛ بـلـکـه هــمــه ایــن تظاهرات ؛ فلسفه دین داری ؛ فداکاری و حمایت از قوانین آسمانی ra be ما گوشزد می نماید؛ و هدف هم جز ایــن نـیـسـت ؛ و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینی آموختن انسانیت و خالی بودن دل از هــر چــه غیر از خداست می باشد؛ و گرنه اگــر فــقــط be صورت ظاهر قضیه بپردازیم ؛ هدف مقدس حسینی be فراموشی می گراید.

اخلاق و رفتار امام حسین (ع )
با نگاهی اجمالی be 56سال زندگی سراسر خداخواهی و خداجویی حسین (ع )؛ درمی یابیم ke هماره وقت او be پاکدامنی و بندگی و نشر رسالت احمدی و مفاهیم عمیقی والاتر از درک و دید ما گذشته اســت ... اکنون مروری کوتاه be زوایای زندگانی آن عزیز؛ ke پیش روی ما اســت :
جنابش be نماز و نیایش ba پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسیاری و حــتـی در آخرین شب (25) داشت ... گاهی در شبانه روز صدها رکعت نماز می گزاشت .
زندگی دست از نیاز و دعا برنداشت ؛ و خوانده ایم ke از دشمنان مهلت خواست تا بتواند ba خدای خویش be خلوت بنشیند. و فرمود: “خدا می داند ke من نماز و تلاوت (26) قرآن و دعای زیاد و استغفار ra دوست دارم (27) حضرتش بارها پیاده be خانه کعبه شتافت و مراسم حج ra برگزار کرد.
ابن اثیر در کتاب “اسد الغابه ” می نویسد: “کان الحسین رضی الله عنه فاضلا کثیر الصوم و الصلوه و الحج و الصدقه و افعال (28) الخیر جمیعها. حسین (ع ) بسیار روزه می گرفت و نماز می گزارد و be حج می رفت و صدقه می داد و هــمــه کارهای پسندیده ra انــجـام می داد.
شخصیت حسین بن علی (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود ke وقتی ba برادرش امام مجتبی (ع ) پیاده be کعبه می رفتند؛ هــمــه بزرگان و شخصیتهای اسلامی be (29) احترامشان از مرکب پیاده شده ؛ همراه آنان راه می پیمودند.
احترامی ke جامعه بــرای حسین (ع ) قائل بود؛ بدان جهت بود ke او ba مردم زندگی می کــرد – از مردم و معاشرتشان کناره نمی جست – ba جان جامعه هماهنگ بود؛ چونان دیگران از مواهب و مصائب یک اجتماع برخوردار بود؛ و بالاتر از هــمــه ایمان بی تزلزل او be خداوند؛ او ra غم خوار و یاور مردم ساخته بود.
و گرنه ؛ او نه کاخهای مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ؛ و هرگز مثل جباران راه آمد و شــد ra be گذرش بر مردم نمی بستند؛ و حرم رسول الله (ص ) ra بــرای او خلوت نمی کردند… ایــن روایت یک نمونه از اخلاق اجتماعی اوست ؛ بخوانیم :
روزی از محلی عبور می فرمود؛ عده ای از فقرا بر عباهای پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره های خشکی می خوردند؛ امام حسین (ع ) می گذشت ke تعارفش کــردنــد و او هم پذیرفت ؛ نشست و تناول فرمود و آن گاه بیان داشت : “ان الله لا یحب المتکبرین “؛ خداوند متکبران ra دوست نمی دارد. (30)
پس فرمود: “من دعوت شما ra اجابت کردم ؛ شما هم دعوت مرا اجابت کنید.
آنها هم دعوت آن حضرت ra پذیرفتند و همراه جنابش be منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدین ترتیب پذیرایی گرمی (31) هــر چــه در خانه موجود اســت be ضیافتشان بیاورند؛ از آنان be عمل آمد؛ و نــیــز درس تواضع و انسان دوستی ra ba عمل خویش be جامعه آموخت .
شعیب بن عبدالرحمن خزاعی می گوید: “چون حسین بن علی (ع ) be شهادت رسید؛ بر پشت مبارکش آثار پینه مشاهده کردند؛ علتش ra از امام زین العابدین (ع ) پرسیدند؛ فرمود ایــن پینه ها اثر کیسه های غذایی اســت ke پدرم شبها be دوش می کشید و be خانه (32) زنهای شوهرمرده و کودکان یتیم و فقرا می رسانید.
علائلی در کتاب “سمو المعنی ” می نویسد:
“ما در تاریخ انسان be مردان بزرگی برخورد می کنیم ke هــر کدام در جبهه و جهتی عظمت و بزرگی خویش ra جهان گیر ساخته اند؛ یکی در شجاعت ؛ دیگری در زهد؛ آن دیگری در سخاوت ؛ و… امــا شکوه و بزرگی امام حسین (ع ) حجم عظیمی اســت ke ابعاد بی نهایتش هــر یک مشخص کننده یک عظمت فراز تاریخ اســت ؛ گویا او جامع هــمــه (33) والاییها و فرازمندیها اســت .
آری ؛ مردی ke وارث بی کرانگی نبوت محمدی اســت ؛ مردی ke وارث عظمت عدل و مروت پدری چــون حضرت علی (ع ) اســت و وارث جلال و درخشندگی فضیلت مادری چــون حضرت فاطمه (س ) اســت ؛ چگونه نمونه برتر و والای عظمت انسان و نشانه آشکار فضیلتهای خدایی نباشد. درود ما بر او باد ke بــایــد او ra سمبل اعمال و کردارمان قرار دهیم .
امام حسین (ع ) و حکایت زیستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد کردارش نه تنها نمونه یک بزرگ مرد تاریخ ra بــرای ما مجسم می سازد؛ بـلـکـه او ba هــمــه خویشتن ؛ آیینه تمام نمای فضیلتها؛ بزرگ منشیها؛ فداکاریها؛ جان بازیها؛ خداخواهیها وخداجوییها می باشد؛ او be تنهایی می تواند جان ra be لاهوت راهبر باشد و سعادت بشریت ra ضامن گردد. بودن و رفتنش ؛ معنویت و فضیلتهای انسان ra ارجمند نمود.

پی نوشتها:

در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع ) اقوال دیگری هم گفته شده اســت ؛ ولــی (1)
ما قول مشهور بین شیعه ra نقل کردیم ... ر. be ... ک ... اعلام الوری طبرسی ؛ ص .213
احتمال دارد منظور از اسما؛ دختر یزید بن سکن انصاری باشد. ر. be ... ک ... اعیان (2)
الشیعه ؛ جزء ,11 ص .167
امالی شیخ طوسی ؛ ج 1؛ ص .377 (3)
شبر بر وزن حسن ؛ و شبیر بر وزن حسین ؛ و مبشر بر وزن محسن ؛ نام پسران هارون (4)
بوده اســت و پیغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسین و محسن ra be ایــن سه نام
نامیده اســت – تاج العروس ؛ ج 3؛ ص ,389 ایــن سه کلمه در زبان عبری همان معنی را
دارد ke حسن و حسین و محسن در زبان عربی دارد – لسان العرب ؛ ج ,66 ص .60
معانی الاخبار؛ ص .57 (5)
در منابع اسلامی درباره عقیقه سفارش فراوان شده و بــرای سلامتی فرزند بسیار (6)
مؤثر دانسته شده اســت ... ر. be ... ک ... وسائل الشیعه ؛ ج ,15 ص 143به بعد.
کافی ؛ ج 6؛ ص .33 (7)
مقتل خوارزمی ؛ ج 1؛ ص 146- کمال الدین صدوق ؛ ص .152 (8)
سنن ترمذی ؛ ج 5؛ ص .323 (9)
ذخائر العقبی ؛ ص .122 (10)
الاصابه ؛ ج ,11 ص .30 (11)
سنن ترمذی ؛ ج 5؛ ص 324- در ایــن قسمت روایاتی ke در کتابهای اهل تسنن آمده (12)
است نقل شــد تا بــرای آنها هم سندیت داشته باشد.
الاصابه ؛ ج 1؛ ص .333 (13)
تذکره الخواص ابن جوزی ؛ ص 34- الاصابه ؛ ج 1؛ ص ,333 آن طور ke بعضی از (14)
مورخین گفته اند ایــن موضوع تقریبا در سن ده سالگی امام حسین (ع ) اتفاق افتاده
است .
ارشاد مفید؛ ص .173 (15)
رجال کشی ؛ ص 94- کشف الغمه ؛ ج 2؛ ص .206 (16)
مقتل خوارزمی ؛ ج 1؛ ص 184- لهوف ؛ ص .20 (17)
روز هشتم ماه ذیحجه مستحب اســت ke حاجیها be “منی ” بروند؛ و در آن زمان be (18)
این حکم استحبابی عمل می کردند؛ ولــی در زمان ما مرسوم شده اســت ke از روز هشتم
یکسره be عرفات می روند.
کامل الزیارات ؛ ص 68به بعد – مشیر الاحزان ؛ ص 9. (19)
لهوف ؛ ص .53 (20)
کامل الزیارات ؛ ص .105 (21)
کامل الزیارات ؛ ص .101 (22)
کامل الزیارات ؛ ص .121 (23)
کامل الزیارات ؛ ص .147 (24)
عقد الفرید؛ ج 3؛ ص .143 (25)
ارشاد مفید؛ ص .214 (26)
مناقب ابن شهرآشوب ؛ ج 3؛ ص 224- اسد الغابه ؛ ج 2؛ ص .20 (27)
اسد الغابه ؛ ج 2؛ ص .20 (28)
ذکری الحسین ؛ ج 1؛ ص ,152 be نقل از ریاض الجنان ؛ چاپ بمبک ی ؛ ص 241- (29)
انساب الاشراف .
سوره نحل ؛ آیه .22 (30)
تفسیر عیاشی ؛ ج 2؛ ص .257 (31)
مناقب ؛ ج 2؛ ص .222 (32)
از کتاب سمو المعنی ؛ ص 104به بعد؛ نقل be معنی شده اســت ... (33)

احادیث امام حسین

احادیث امام حسین

حدیث (1) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثه: إلـى ذِى دیـنٍ؛ اَو مُــرُوّه اَو حَسَب
جز be یکى از سه نفر حاجت مبر: be دیندار؛ ya صاحب مروت؛ ya کسى ke اصالت خانوادگى داشته باشد

تحف العقول ؛ ص 251) )

حدیث (2) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقه الىَ الجنّه
هر یک از دو نفـرى ke میان آنها نزاعى واقع ی و یکـى از آن دو رضایت دیگرى ra بجـویـد ؛ سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

محجه البیصاء ج 4؛ص (228)

حدیث (3) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی ی مـردمـى ke خشنـودى مخلـوق ra در مقـابل غضب خـالق خریدنـد

تاریخ طبرى؛ج 1؛ص 239))

حدیث (4) امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی ke شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

فرهنگ سخنان امام حسین ص 476))

حدیث (5) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمَن یومَ القیامَهِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
کسی در قیامت در امان نـیـسـت مگر کسی ke در دنیا ترس از خدا در دل داشت

مناقب ابن شهر آشوب ج4 (ص 69 )

حدیث (6) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی اســت ke نتواند دعا کند

بحارالانوارج 93 (ص249 )

حدیث (7) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اَلبُکاءُ مِن خَشیهِ اللهِ نَجآهٌ مِنَ النّارِ
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

حیات امام حسین ج 1 (ص 183)

حدیث (8) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
آن ke در کاری ke نافرمانی خداست بکوشد امیدش ra از دست می دهد و نگرانیها be او رو می آورد.

بحار الانوار ؛ ج 3 ؛( ص 397)

حدیث (9) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
بخشنده ترین مردم کسی اســت ke در هنگام قدرت می بخشد.

الدره الباهره ؛ (ص24)

حدیث (10) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمن یوم القیامه إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نـیـسـت ؛ مگر آن ke در دنیا خدا ترس باشد.

بحار الانوار؛ج 4؛(ص 19)

حدیث (11) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا أفلح قوم إشتروا مرضاه المخلوق بسخط الخالق.
کسانی ke رضایت مخلوق ra be بهای غضب خالق بخرند؛ رستگار نخواهند شد.

مقتل خوارزمی؛ج 1؛(ص239)

حدیث (12) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من حاول اَمرا بمعصیه الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.
کسی ke بخواهد از راه گناه be مقصدی برسد ؛ دیرتر be آروزیش می رسد و زودتر be آنچه می ترسد گرفتار می ی .

بحارالانوار؛ج78؛(ص120)

حدیث (13) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس .
کسی ke بــرای جلب رضایت و خوشنودی مردم ؛ موجب خشم و غضب خداوند ی؛ خداوند او ra be مردم وا می گذارد.

بحارالانوار؛ج78؛(ص126)

حدیث (14) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.
کسی ke تو ra دوست دارد؛ از تو انتقاد می کــنــد و کسی ke ba تو دشمنی دارد؛ از تو تعریف و تمجید می کند

بحار الانوار؛ج75؛(ص128)

حدیث (15) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من دلائل العالم إنتقاده لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.
از نشانه های عالم ؛ نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف اســت .

بحارالانوار؛ج78؛(ص119)

حدیث (16) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من دلائل العالم إنتقاده لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.
از نشانه های عالم ؛ نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف اســت .

بحارالانوار؛ج78؛(ص119)

حدیث (17) امام حسین(ع) فرمودند:

لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم
چیزى ra بر زبان نیاورید ke از ارزش شما بکاهد

جلاءالعیون؛ج۲(ص۲۰۵)

حدیث(18) امام حسین فرمودند:

لا یأمن یوم القیامه إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نـیـسـت ؛ مگر آن ke در دنیا خدا ترس باشد.

بحار الانوار؛ ج 44؛ (ص 192)

حدیث(19) امام حسین (ع) فرمودند:

لا یکمل العقل إلا باتباع الحق .
عقل کامل نمی شــود مگر ba پیروی از حق .

بحار الانوار؛ ج 78؛ (ص 127 )

حدیث(20) امام حسین (ع) فرمودند:

یاک و ما تعتذر منه ؛ فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر؛ و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر
حذر کن از مواردی ke بــایــد عذرخواهی کنی ؛ زیــرا مؤمن نه کار زشتی انــجـام می دهد و نه be عذرخواهی می پردازد؛ امــا منافق هــمــه روزه بدی می کند؛ و be عذرخواهی می پردازد.

بحار الانوار؛ ج 78؛ (ص120)

حدیث(21) امام حسین(ع) فرمودند:

مُجالَسَهِ أهلِ الدِنَاءَه شَر؛ وَ مُجَالَسَهِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَه

همنشینی ba سفلگان و افراد پست ناپسند اســت و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار استی

بحارالانوار؛ ج78؛ (ص 122)

حدیث(22) امام حسین(ع) فرمودند:

مُجالَسَهِ أهلِ الدِنَاءَه شَر؛ وَ مُجَالَسَهِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَه

همنشینی ba سفلگان و افراد پست ناپسند اســت و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار استی

بحارالانوار؛ ج8؛ (ص 122)

حدیث(23) امام حسین (ع) فرمودند:

فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَهَ وَ الحَیاه مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی
به درستی ke من مرگ ra جز سعادت نمی بینم و زندگی ba ستمکاران ra جز محنت نمی دانم.

تحف العقول؛ (ص 245)

حدیث (24) امام حسین(ع) فرمودند:

مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِی
هر ke خدا را؛ آن‌گونه ke سزاوار اوست؛ بندگی کند؛ خداوند بیش از آرزوها و کفایتش be او عطا کندی

بحار الأنوار؛ ج 71؛ (ص 183)

حدیث (25) امام حسین (ع) فرمودند:

إنَّ أجوَدَ النَّاسِ مَن أعطیَ مَن لا یرجُو.
بخشنده‌ترین مردم کسی اســت ke be آنکه چشم امید be او نبسته؛ بخشش ‌کند.

کشف ‌الغمّه؛ ج2؛ (ص239 )

حدیث (26) امام حسین (ع) فرمودند:

إنَّ شیعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن کلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ
بی‏ گمان شیعیان ما؛ دل‏هایشان از هــر خیانت؛ کینه؛ و فریبکارى پاک است.

بحارالأنوار؛ ج 68؛ (ص 156 )

حدیث(27) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن صَامَ ثَلَاثَهَ أَیامٍ مِن شَعبَانَ وَجَبَت لَهُ الجَنَّهُ وَ کانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) شَفِیعَهُ یومَ القِیامَهِ

هر کسی ke سه روز از ماه شعبان ra روزه بگیرد؛ بهشت بر او واجب می شــود و در قیامت نــیــز پیامبر(ص) شفیع او خواهد بود

وسائل ‏الشیعه ج 10 ؛ (ص 490)

حدیث(28) امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ
نیاز مردم be شما از نعمتهای خدا بر شما است؛ از ایــن نعمت افسرده و بیزار نباشید

بحار الأنوار؛ ج 74؛ (ص 205)

حدیث(29) امام حسین (ع) می فرمایند:

یَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَیَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ
خداوند قائم ما ra از پــس پرده غیبت بیرون مى‏آورد و آن‏گاه او از ستم‏گران انتقام مى‏گیرد

إثباه الهداه؛ ج 7؛ (ص 138)

حدیث(30) امام حسین (ع) می فرمایند:

أنَا قَتیلُ العَبَرَهِ لایَذکُرُنی مُؤمِنٌ إلّا استَعبَرَ
من کشته اشکم ؛ هــر مؤمنى مرا یاد کــنــد ؛ اشکش روان شود

کامل الزیارات ؛ (ص 215)

حدیث (31) امام حسین(ع) می فرمایند:

اَللّهُمَّ لا تَسْتَدْرِجنى بِالاِْحسانِ وَ لا تُؤَدِّبْنى بِالْبَلاء
خدایا! ba غرق کردن من در ناز و نعمت؛ مرا be پرتگاه عذاب خویش مَکشان و ba بلایا (گرفتارى‏ها) ادبم مکن

عیون اَخبار الرضا؛ ج 1؛ (ص 107 ح 1)

حدیث (32) امام حسین (ع) می فرمایند:

لا یَکمُلُ العَقلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الحَقِّ
عقل؛ جز ba پیروى از حق؛ کامل نمى‏شود

اعلام الدین؛ (ص 298)

حدیث (33) امام حسین علیه السلام می فرمایند:

مِن دَلائِلِ عَلاماتِ القَبولِ : الجُلوسُ إلى‏ أهلِ العُقولِ
از نشانه‏ هاى خوش‏نامى و نیک‏بختى ؛ همنشینى ba خردمندان است.

بحارالأنوار؛ ج 75؛ (ص 119)

حدیث (34) امام حسین (ع) می فرمایند:

اَ یُّهَا النّاسُ نافِسوا فِى المَکارِمِ وَ سارِعوا فِى المَغانِمِ وَ لا تَحتَسِبوا بِمَعروفٍ لَم تَجعَلوا

اى مردم در خوبى‏ها ba یکدیگر رقابت کنید و در بهره گرفتن از فرصت‏ها شتاب نـمـایـیـد و کار نیکى ra ke در انجامش شتاب نکرده‏اید؛ be حساب نیاورید.

ارشاد القلوب دیلمى؛ (ص 73)

حدیث (35) امام حسین(ع) می فرمایند:

أَلاِستِدراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبدِهِ أَن یُسبِغَ عَلَیهِ النِّعَمَ وَ یَسلُبَهُ الشُّکر
غافلگیر کردن بنده از جانب خداوند be ایــن شکل اســت ke be او نعمت فراوان دهد و توفیق شکرگزاری ra از او بگیرد.

تحف العقول؛(ص 250)

حدیث (36)امام حسین علیه السلام می فرمایند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
کسی ke بخواهد از راه گناه be مقصدی برسد ؛ دیرتر be آروزیش می رسد و زودتر be آنچه می ترسد گرفتار می شــود .

بحارالانوار؛ج78؛(ص120)

حدیث (37)امام حسین علیه السلام می فرمایند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کُلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی ke شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.


[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 0 ] [ امتیاز شما : ]

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به گل رز است. | قدرت گرفته از Blogroz.ir| طراح قالب avazak.ir
× بستن تبلیغات