جملات عاشقانه و احساسی

شنبه 11 شهريور 1396
22:42
golroz

جملات عاشقانه

جملات عاشقانه

میگذرد روزی ایــن شبهای دلتنگی ؛ میگذرد روزی ایــن فاصله و دوری؛ میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ؛ میرسد همان روزی کــه بــه خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ؛ و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تــا صبح را اشک میریختیم

تا عشق تو آمد در قلبم؛ تو رفتی ؛ تــا آمدم بگویم نرو ؛رفته بودی ؛ تــا خواستم فراموشت کنم خودم را فراموش کردم

این من هستم کــه وفادار خواهم ماند ؛ ایــن تو هستی کــه تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند!

این من هستم کــه آخرش میسوزم ؛ ایــن تو هستی کــه میروی و من بــا چشمهای خیس بــه آن دور دستها چشم میدوزم

همیشه جایی بود کــه بــا دیدنش یاد تو در خاطرم زنده میشد ؛ همیشه آهنگی بود کــه بــا شنیدنش حرفهایت در ذهنم تکرار میشد

آن لحظه ها همیشگی نبود ؛ عشق تو در قلبم ماندنی نبود ؛ بودنت در کنارم تکرار نشدنی بود!

اگر بدانی جایگاهت کجاست ؛ مرا باور میکنی

اگر بدانی چقدر دوستت دارم ؛ درد مرا درمان میکنی

تو عزیزی برایم ؛ تو بی نظیری برایم ؛ حرف دلم بــه تو همین اســت ؛ قلبت می ماند تــا آخرین نفس برایم

از خدا دیگر هیچ نمیخواهم ؛ دیگر هیچ آرزویی ندارم ؛ رویایم را میخواستم کــه بــه آن رسیدم ؛ دنیا را میخواستم کــه آن را بــه دست آوردم ؛ رویایی کــه همان دنیای من است؛ و تویی کــه همان دنیای منی….

خورشید بتابد یــا نتابد؛ ماه باشد یــا نباشد؛ شب و روز من یکی شده ؛ فرقی ندارد برایم ؛ هــمــه چیز برایم رویا شده ؛ عشق تو برایم آرزو شده ؛ بــه رویا و آرزو کاری ندارم ؛ حقیقت ایــن اســت کــه دوستت دارم!

همیشه میترسیدم تو را از دست بدهم ؛ همیشه میترسیدم رهایم کنی ؛مرا تنها بگذاری

اما…. تو آنقدر خوبی؛ کــه بــه عشق و دوست داشتن وفاداری

که حــتـی یک لحظه نــیــز فکر نبودنت را نمیکنم

همین مرا خوشحال میکند ؛ همین مرا بــه عشق همیشه داشتنت امیدوارم میکند

در اوج آسمان بــه دنبال تو ؛ هــر جا میروی باز هم یکی هست بــه دنبال تو

تویی کــه در قلب منی و منی کــه همیشه فدای توام

دیگر بــه دنبال بهترین ها نیستم ؛ من شیفته آن خوبی های توام

همیشه دلتنگی بود و انتظار ؛ همیشه لبخند بود و بــه ظاهر یک عاشق ماندگار

امروز دیگر مثل همیشه نـیـسـت ؛ حس و حال من مثل گذشته نیست

امروز دیگر مثل همیشه نـیـسـت ؛ من هم طاقتی دارم ؛ صبرم تمام شدنیست

گفتی مرا دوست داری ؛ امــا دوست داشتنت دو روز اســت ؛ دیروز گذشت و آخرش امروز است!

روزهای بــا تو بودن گذشت و رفت ؛ هــر چــه بینمان بود تمام شــد و رفت ؛ عشقت را بــه خاک سپردم و قلبت را فراموش ؛ امــا هنوز آتش غم رفتنت در دلم نشده خاموش!

بیا بــا هم یک تصویر زیبای دیگر از عشق بکشیم ؛ تصویری مثل آن نقاشی دیروز

تا بــه یادگار بماندو ایــن یادگاری مثل یک خاطره بماند ؛ تــا ما نــیــز مثل خاطره ها باشیم ؛ نه خاطره ای از گذشته ؛ خاطره هایی شیرین از هــر روز زندگی مان کــه همیشه تــا ابد در قلبمان بــه یادگار بماند!

تو بــرای من عشق نمیشوی ؛ تو برایم آنچه کــه میخواستم نمیشوی

از همان اول هم نباید بــه تو دل میبستم ؛ میدانستم روزی تمام میشوی

همیشه اولین و آخرین کلام شعرهایم تو بوده ای

همیشه برایم بــه معنای واقعی یک عشق بوده ای

گرچه گهگاهی از تو بی وفایی دیده ام امــا همیشه برایم باوفا بوده ای

گرچه دلم را میشکنی و اشکم را در می آوری امــا تو همیشه برایم یک دنیا بوده ای

نمیدانستم برایت کهنه شده ام ؛ هنوز مدتی نگذشته کــه برایت تکراری شده ام

مهم نـیـسـت ؛ بــرای همیشه تو را از یاد میبرم ؛قلبم هم نخواهد؛ خاطرت را خاک میکنم

تو نبودی لایق من ؛ تو نبودی عاشق من ؛ میمانم بــا همان تنهایی و غم

غنچه عشق وا شــد و تو را درون آن دیدم ؛ شبنمی شدم و بر روی تو باریدم

تا در اعماق قلبت بنشینم و بــا عشق و محبتت زنده بمانم

همیشه اولین و آخرین کلام شعرهایم تو بوده ای ؛ میخواهم ایــن شعر اولینش تو باشی و آخرین نداشته باشد

همچنان ادامه داشته باشد….

همیشه صدایی بود کــه مرا آرام میکرد؛ دستهایی بود کــه دستهای سردم را گرم میکرد

همیشه قلبی بود کــه مرا امیدوارم میکرد؛ چشمهایی بود کــه عاشقانه مرا نگاه میکرد

همیشه کسی بود کــه در کنارم قدم میزد ؛احساسی بود کــه مرا درک میکرد

حالا من و مانده ام یک دنیای پوچ ؛ نه صداییست کــه مرا آرام کــنــد و نه طبیبیست کــه مرا درمان کند

مثل امواج دریا آمدی و ساحل قلبم را در میان خودت گرفتی ؛ همدیگر را دیوانه کرده بودیم بــا نوازش های هم ؛ آن سکوت عاشقانه رابه یاد داری در لحظه بوسیدن هم؟

متن عاشقانه زیبا

متن عاشقانه زیبا

خدا ” تو ” را کــه می آفرید

حواسش

پرت آرزو های من بود !

شدی همان آرزوی من …!

کاش می شــد …

تمام داستان های دنیا را

از دهان تو بشنوم !

تمام عاشقانه های دنیا را

تو برایم تکرار کنی !

اصلا هــر چــه تو بگویی زیباست !

می دانی

کاش می توانستم

با تمام وجود

صدایت را در آغوش بگیرم !

می توانم تو را ” مال خودم ” صدا کنم ؟

آن وقت

من اسمم را فراموش میکنم

و تو هم می توانی مرا

” مال خودم ” صدا کنی !

آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای …

که دیگر حــتـی نمیتوانم مضمون تازه ای پیدا کنم

حالا حق میدهی

در شعرهایم

به همین سادگی بگویم

” دوستت دارم ” ؟

نمی دانم شب ها

من شاعر می شوم

و تو را غزل باران می کنم

یا تو بهانه می شوی

و من

غزل غزل می بارم ؟!

در باران …

همه تندتر راه می روند !

تنها منم کــه ایستاده ام

و بــا چشمانم بــه تو فکر می کنم !

نوشته عاشقانه کوتاه

نوشته عاشقانه کوتاه

می ترسم کسی جایم را در قلبت بگیرد

بوی تنت را بگیرد

آغوشت را از من بگیرد

چه احساس مبهمی اســت حسادت !

دلگیرم

از کسی کــه مرا غرق خودش کرد!

اما نجاتم نداد …

دو کلام حرف حساب باهات دارم :

” دوست دارم ”

تمام دنیا را گشته ام

کنار تو امــا ؛ دنیای دیگریست !

بی کلام اینجا باش

بودنت بــا دل من ؛ بی صدا هم زیباست !

شاهرگم قید توست ؛ بزنم میمیرم …

هیچ رویایی بــه پای بیداریم بــا تو نمیرسد

خواب ها فــقــط خودشان را اذیت می کـنـنـد !

بدون گذرنامه از خیالم عبور خواهی کرد

مهربانیت را مرزی نیست

روز همان شب است

و شب هــمــه ی روزهاییست کــه تو نیستی !

اعتیاد هم دلیل زیبایی اســت بــرای مردن

وقتی کــه تزریق هوای تو باشد …

تو مثل دعای مادرم از ته دل می آیی …

معشوقه ای پیدا کرده ام بــه نام روزگار

این روزها مرا در آغوش خویش سخت بــه بازی گرفته است

یادت را از من نگیر

بگذار من هم مثل سهراب بگویم دلخوشی ها کم نیست

آدم های خوب نه خاطره اند نه تاریخ

بلکه حقیقت روزگارند درست مثل خودت

وقتی تو بــا منی

ترافیک می تونه بهترین مکث عالم باشه

خاطری گر نظرم هست هــمــه خوبی توست

حسرتی گر بــه دلم هست همان دوری توست

چه درونم تنهاست و در ایــن تنهایی

شاخه ی خشک نگاهم گل چشمانت را می جوید

تلخ ترین حرف دوستت دارم امــا …

شیرین ترین حرف … امــا دوستت دارم

اوج محبت را نمی توان بــا پیامک تقدیم کرد

اما از همین فاصله خاک پای خوبانیم

صدای گام های تو

ضربان زندگی من است

با من راه بیا

هنوز تشنه ی زنده بودنم

پارک = پنچری امــا تو نه

هرجای دلم می خواهی پارک کن

رسیده ام بــه حس برگی کــه می داند

باد از هــر طرف کــه بیاید سرانجامش افتادن است

ساده کــه باشی زود حل می شوی

می روند سراغ مسئله ی بعدی

خواستم بگم همیشه محتاج همین نگاهم

فقط آروم بــه گوشیت نگاه کن

نذار گذر زمان خسته یــا دلگیرش کنه

تنهایی همین است

تکرار نامنظم من بی تو

بی آنکه بدانی بــرای تو نفس می کشم

تاریخ شارژ ارادت ما بــه شما

تا وقتی نفس باقیست اعتبار دارد

سوگند میخورم بــه جز حضور تو

هیچ چیز ایــن جهان را جدی نگرفته ام حــتـی عشق را

مواظب گرمای دلت باش

تا کاری کــه زمستان بــا زمین کرد

زندگی بــا دلت نکند

فهمیدن عشق را چــه مشکل کردند

ما را ز درون خویش غافل کردند

انگار کسی بــه فکر ماهی ها نیست

سهراب بیا کــه آب را گل کردند

گفتی کــه دگر در تو چنان حوصله ای نیست

گفتم کــه مرا دوست نداری گله ای نیست

رفتی و خدا پشت و پناهت بــه سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

تفاوتی ندارد خواب باشم یــا بیدار :

زیباترین تصویر پیش چشمانم همیشه تویی

صبحی کــه شروعش بــا توست

خورشید دیگر اضافیست !

چشم های تو یک مرض مسری دارند

هر بار نگاه می کنمت ؛ تب می کــنــد وجودم …


[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 0 ] [ امتیاز شما : ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به گل رز است. | قدرت گرفته از Blogroz.ir| طراح قالب avazak.ir
× بستن تبلیغات